دختر عشق باباشه ...بابا عاشق کاراااشه...
مقدمه:
پنجشنبه این هفته من با اقاجون و مامانی و شنتیا جون رفتیم مشهد
واسه دیدنه آریسااای نااااازمون![]()
و کلی به مامان گلبرگش زحمت دادیم و افطارو سحر رو اونجا بودیم جمعه قبل اذون هم
برگشتیم خیلییییییی کیفیدیم کنارت عمه جووون 
و خبر مهم اینکه اریسا شیرین خانوم راه میرفت بدونه هیچ افتادنی
عزییییییییییییز دلم ماشالله
همشم میومد بغله منو شنتیا(البته شنتیارو بیشتر دوس داره
) ... مارو از
دفعه قبل که رفته بودیم پیشش یادش بود قربونش بره عمه
و بی نهایت مهرررررربون بود... صورتشو میچسبونه به صورتمون من که دلم
براش الان داره پر میزنه ایشالله اخر همین هفته میبینیمت عزیزم![]()
یه عاااالمه عکسای خیلی خوشمل و عشقولیه اریسا جووون و باباییش در ادامه مطالب
قرفونه دوتاتون باهم برم



اریسا شیرین خانوم با بابا بهنام و باباییش (بابای مامان جونش)
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

مرسی از مامان گلبرگ جون که عکسارو گرفت واسمون


دختر عشق باباشه ...بابا عاشق کاراااشه...
