آریسا جون و گوشه ای از روزمرگیهاش :)
زمانی که من مشهد بودم این عکسارو با موبایل ازت گرفتم عزیزم...یکی از کارات که تو طول روز هی تکرار میشد همین بود که کتاباتو همرو بریزی بیرون نگاهشون کنی و....


![]()

آریسا گرم مطالعه 
![]()

![]()

اینجام مثل همیشه درحال گردگیری بودی عزیزم عاشق اینکاری
![]()

عمه همیشه همین طوری با فشــــــــــار بغلت میکنه میبوستت عزیزدلم و شمام هیچی نمیگی 
![]()


اومدم اشپزخونه بااین صحنه مواجه شدم ...این فقط یکی از صدتا صحنه هایی که مامان گلبرگت در روز
باهاش مواجه میشه قربونت برم من...تازه دستاتو تندتند میزنی رو سینت یعنی من اینکارو کردم افتخارم
میکنی عزیزم 

و اما این عکس که خیلی دوس داشتم بذارمش تا واسه همیشه بمونه و بعدها شما ببینی...
این یک عدد جزوه درس مرضی کودکان عمه است که آریسا جونم طراحیش کرده
که در شبهای
پراسترس امتحان وقتی به این صفحه رسیدم انقدر انرژی گرفتم که خدا میدونه و کلی قربون صدقه ات رفتم عشقم


آریسا جون و گوشه ای از روزمرگیهاش :)
