آریساآریسا، تا این لحظه: 15 سال و 22 روز سن داره

❤آریسا فرشته کوچولوی عمه❤

آریسا جون و گوشه ای از روزمرگیهاش :)

1391/11/28 15:28
نویسنده : عمه کوچیکه
1,872 بازدید
اشتراک گذاری

 

زمانی که من مشهد بودم این عکسارو با موبایل ازت گرفتم عزیزم...یکی از کارات که تو طول روز هی تکرار میشد همین بود که کتاباتو همرو بریزی بیرون نگاهشون کنی و....

آریسا گرم مطالعه چشمک

اینجام مثل همیشه درحال گردگیری بودی عزیزم عاشق اینکاری

عمه همیشه همین طوری با فشــــــــــار بغلت میکنه میبوستت عزیزدلم و شمام هیچی نمیگی نیشخند

اومدم اشپزخونه بااین صحنه مواجه شدم ...این فقط یکی از صدتا صحنه هایی که مامان گلبرگت در روز

باهاش مواجه میشه قربونت برم من...تازه دستاتو تندتند میزنی رو سینت یعنی من اینکارو کردم افتخارم

میکنی عزیزم چشمک

و اما این عکس که خیلی دوس داشتم بذارمش تا واسه همیشه بمونه و بعدها شما ببینی...

این یک عدد جزوه درس مرضی کودکان عمه است که آریسا جونم طراحیش کردهنیشخندکه در شبهای

پراسترس امتحان وقتی به این صفحه رسیدم انقدر انرژی گرفتم که خدا میدونه و کلی قربون صدقه ات رفتم عشقمقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (19)

ساناز
28 بهمن 91 16:53
سلام مامانی. خوشحال میشم به سایت ما سر بزنی.کلی لباس مارکدار با قیمتهای استثنایی. www.ninipal.com
قالب کودکانه
28 بهمن 91 17:41
سلام گلم اگر دوس داشتی با عکس برادر زادت فرشته ی گلت برات قالب وبلاگ درست کنم یه سر بیا نمونه کارامو بین خودم طراحی و کد نویسی می کنم هر جوری که بخوای با هر تمی که بخوای قالب درست می کنم
راستی تقویم هم درست می کن اگر دوس داشتی نمونه کارای تقویم رو برات ای میل می کنم


ممنونم دوستم
مامانِ عسل
29 بهمن 91 18:19
سلام عمه مهربون
قربون شیطون دختر برم من



سلام عزیزم ...مرسی
مامان محمدرهام جون
29 بهمن 91 23:53
قربون این آریسای شیطون برم منعمه جون منم محمدرهاممو همینطوری بغل میکنم وفشارش میدم دراصل میچلونمشبه به چه نقاشی توی کتابت کشیدهازطرف من بچلون وبماچووووووووووووونش


مرسی سمانه جونم ...شمام محمدرهام خوشگلمو از طرف من بچلووووووون و ببوس
مامان محمدرهام جون
29 بهمن 91 23:53








فدااااااااااااااتون بشم من دوست جونای مهربونمون
مامانی آریسا
30 بهمن 91 0:25
سلام عمه گل.آبروی دخترمونو که بردی حالا دیگه کی میاد بگیرش با این ریخت و پاشهایی که میذاری.


سلام مامانی مهربون اریسا جونم..وای خیلی خندیدم مرسی...
آناهیتا مامانیه آرمیتا
2 اسفند 91 2:15
الهی چقدرشیطونی میکنی آخه گل دختربااون کتاب خوندن نازت
نظراول خیلی بامزه اس مامانی
راستی عزیزم addکن منواشکالی نداره دوست جونم


مرسی آناهیتا جون ...آرمیتا خوشگلمو ببوسید
مامان آرشیدا کوچولو
2 اسفند 91 3:15
دلم برات تنگ شده بود فرشته کوچولو چقدر خوردنی تر شدی

مرسی خاله مهربونم ارشیدای خوشگلمو ببوسید
مامان محمدرهام جون
3 اسفند 91 14:17



مرسییییییییییییی عقشم
خاله نرگس
3 اسفند 91 22:54
ای جوووووووووونم به شیطون کوچولوی خودم. کمد ها مال خودته عزیزم هر چقدر می خوای مرتب کن
به به چه محکم عمه جونو بغل کردی. خوشا به حال عمه جوووووون.
یه عالمه بوووووووووووووووووووووووووووووووووس


مرسییییییی خاله مهربوووووووووونم ...ماهم یه عاااااااااااااالمه بووووووووووووووس
عمه ي آتنا
4 اسفند 91 9:07
من عاشق خرابكاريه بچه هامممممممم
قربونت برم كه با علاقه انقد تو كار خونه به مامان گلبرگ كمك ميكني


مرسی عمه جون از تشویقت
یاسی خاله هیلدا
4 اسفند 91 16:33
الههههههی چه عمه مهربونی
اریسا اومده خط خطی کرده شما قربون صدقش رفتی الهییی
ببشید من دیر دیر سر میزنم من خیلی تنبلیم میاد کامنت بذارم
وگرنه میام میبینم وبلاگتونو


ممنونم خاله مهربووون ...اره کیف میکنم
هیلدا نازمو ببوسید که خیلی دوسش دارم
مامان آوينا
5 اسفند 91 16:40
فداي دخمل ناز و شيطون و كتابخون



مرسی خاله مهربووونم آوینای خوشگلمو ببوسید
آناهیتا مامانیه آرمیتا
6 اسفند 91 17:06
خصوصی داری عزیزم.


مرسی عزیزم
لیلا مامان پرنیا
8 اسفند 91 14:23
ای شیرین خاله امیدوارم همیشه لبت خندون باشه


مرسی خاله جون مهربونم
سودابه
8 اسفند 91 22:52
سلام عزیزم خوبین؟
به به عمع خانم کوچیکه باشه تا بچه شما بیاد و رن داداش برات تلافی کنه.
با عکسهای محمدمانی ومحمد متین به روزم.قدم رنجه کنید خوشحال می شم


سلام عزیزم
شما لطف دارید ممنونم ...حتما میاااایم
خـــآله ی نـــــورآ
10 اسفند 91 10:44
سلام
عه منم نورا رو همینظوری بغل میکنم آخرشم از لپاش یه گاز میگیرم

منم همیشه قربون صدقه ی خط خطی های توی دفتر و کتابام میرفتم بعد دوستام بهم میخندیدن
خداروشکر یه نفر هست که مث من باشه


فدااات خاله جون ...چه خووووب...راستی شما چندسالته؟
خـــآله ی نـــــورآ
11 اسفند 91 0:26
20 ساله هستم
چطور؟؟؟


همینطوری عزیزم
مامان مهرتاش
25 اردیبهشت 92 13:51
سلام عمه جون آریسا گلی
ماشالا برادرزاده نازی دارین...

منم کلی از عکسایی که گذاشتین خوشم اومد و ذوق کردم ...
مخصوصا عکسای جزوه و آشپزخونه واقعا باحال بودن ...

خوش به حال آریسا که شما عمش هستین
عمه مهرتاش منم میشین؟
با اجازه لینکتون کردم ...

سلام عزیزم
ممنون از نظر لطفت
معلومه که میشم عزیزم